پنجشنبه, 02 آذر 1396

آخرین بروز رسانی: 11:21:59 PM GMT

صفحه‌ی کنونی: خانه
من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا (قسمت اول)ا

من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا (قسمت اول)ا

یکباره دو نفر را دیدم که از دور می آیند. راه رفتن بهمن را میشناختم و آنها هم مرا دیدند. به سمت هم دو...

گوشه ای دیگر از آنچه بر من در تشکیلات رجوی گذشت (2)

گوشه ای دیگر از آنچه بر من در تشکیلات رجوی گذشت (2)


…  ما که خودمان مرز نشین هستیم و آنجا مردم توانایی دیدن تلویزیون این فرقه را از قدیم داشتند می د...

ساخت اردوگاه مرگ توسط مریم قجر داعشی و شرکاء در آلبانی!


 …  نزدیک به ۲ سال پیش همزمان با خروج اعضاء فرقه رجوی و انتقال فله ای از عراق به آلبانی در...

راهگشایی یا به کشتن دادن نیروها

راهگشایی یا به کشتن دادن نیروها

اگه خونده باشید که اقای رجوی صدباردرنشستها درزمان جنگ وبعد ان میگفت مادرجمع بندی یک ساله سال 63 به ا...

از چاه به جهنم افتادن

نتیجه : جهنمی دیگه به اسم اشرف ، از چاه به جهنم افتادن

دقیقا این مصداق این جابجائی فرقه رجوی در البانی...

فراخوان برای بسیج عمومی: فاجعه انسانی در آلبانی در راه است

فراخوان برای بسیج عمومی: فاجعه انسانی در آلبانی در راه است

هموطنان عزیز، خانواده های محترم
همانطور که اطلاع دارید فرقه رجوی در آلبانی در حال جابجا کردن نیروها ب...
مناسبات و تشکیلات فرقه رجوی وآنچه بر من گذشت

مناسبات و تشکیلات فرقه رجوی وآنچه بر من گذشت

در بدو ورودم به مناسبات و تشکیلات فرقۀ رجوی هیچ چیز نمی دانستم ولی یک موضوع که در جلسات و آموزش های ...

خاطره فرار بهمن اعظمي از فرقه رجوی در البانی

خاطره فرار بهمن اعظمي از فرقه رجوی در البانی

.. .. يك روز كارم طوري بود كه بايد بالاي ديوار يكي از پايگاه هاي فرقه به نام رشيد كار ميكردم حين كار ص...